> واژه های زندگی
  واژه های زندگی
ایمان برهنه است و جامه آن تقوا و زیورش حیا و دارایی اش فقه و میوه اشدانش است . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]
وضعیت من در یاهو
یــــاهـو
کل بازدیدهای وبلاگ
6583
بازدیدهای امروز وبلاگ
3
بازدیدهای دیروز وبلاگ
13
منوی اصلی

[خـانه]

[  RSS  ]

[شناسنامه]

[پست الکترونیــک]

[ورود به بخش مدیریت]

درباره خودم
واژه های زندگی
زهره صفی آریان[35]
مدیریت خوب در زندگی داشتن،تدبیر مسائل گوناگونی را شامل میشه وپیش بینیهای متعددی را می طلبه.که از آن جمله آن که اطراف خود را به اندازه توان خود جمع وجور کرده ومناسب آن زندگی خود را تنظیم کنیم.در جائی که توان اداره خانواده ای بزرگ نیست ،عقل معاش خود را باید به کار بست واز اصراف زیاد کردن پرهیز کرد بنا بر این نباید پنداشت که با وجود فقر مالی یا فقر عاطفی باز هم اصراف کردن در هر مواردی مطلوب است. اگر انسان کلیه معرفت خود را از عالم طبیعت وتجربه ها فراهم آمده در این عالم بدست آورد پس لازم است عالم مذکور به گونه ای سازمان یابد که انسان با چیزی برخورد کند و در آمیزد که بواقع انسانی باشد آنرا در مقام وموقع انسانی باز می شناسه.راستی سهم من وتو در این محرومیت چیست؟آیا براستی من وتو در این مورد هیچ مسئولیتی نداریم ونیز باید چشمان خود را به روی حقایق ببندیم؟آیا باید فقط بفکر خویش باشیم وگلیم پر رنگ ولعاب خودمون را پی جوئی کنیم و به من وآینده من و... بیندیشیم؟راستی هیچ اندیشیده ایم که در زمانی نه چندان دور فرزندان ما وآنها سرنشین یک کشتی خواهند بود؟هیچ به این نکته ی مهم واساسی فکر کرده ایم که،اکنون نیز ما وآنها،با تمامی فاصله های ظاهری وپرده پوشی های هزار لایه ،بسیار بسیار به همدیگر نزدیک ودر یک کشتی ساکن هستیم؟! براستی چه تضمینی هست که کاستیهای نا خواسته این همنوعان صمیمی ،روزی دامان من وشما رو نگیرد وهمه چیز را برخلاف جهت زندگی رویائی وآرمائی من وشما برنگرداند؟!به راستی هدف ما چیست؟!آن موضوع قدیمی زنگ انشاء رو فراموش کنید که علم وثروت این روزها بد جوری دست به یکی کرده اند ودر مقابل انسانیت وآدمیت قد علم کرده اند. از یاد نبریم که شخصیت انسانی در قاموس ما مقامی بسیا ر بسیار والا و بدیل دارد. بیندیشیم تا زمان باقیست بیندیشیم که فردا روز دیگریست و زمان، زمان دیگری خواهد بود وشاید ناگهان ،بسیاربسیار ،زود دیر شود!
فهرست موضوعی یادداشت ها
پیوندهای روزانه

طلوع ستاره درخشان [8]
امام علی(ع) [67]
گذر لحظات [77]
پاکترین بانو [53]
جاده [94]
آزادی [81]
پایداری زندگی [40]
نوروزی دیگر [70]
پیک لحظه ها [83]
بهترین [64]
پند از تاریخ [59]
بحر عشق [103]
نسیم [52]
لحظات [92]
شناخت ومعرفت [89]
[آرشیو(19)]

موضوعات

اخلاق و عرفان

اوقات شرعی
لینک دوستان

یادداشتهای من
همه برای یکی ،یکی برای همه
پیاده رو خاطرات
دریچه ای به سوی ملکوت
پشت نقاب شب
یک قلب پاک از تمام معابد جهان بهتر است
سرزمین تنهائی
دل پاک من
امید به زندگی
در حریم اهل بیت (ع)
سردار! تو تنها نیستی
رها تر از رها
دلدادگان
هر که خود راشناخت......
تنگنا
غریبه آشنا
ابوعلی سینا
خانواده وجامعه
ایران
راز گلسرخ
Love Is
حاج آقا،مسئله
مشتاقان علم
وبلاگهای ایرانیهای خارج از کشور
تکلیف الهی
ترجمه ی قرآن کریم به چند زبان دنیا
پرستوی مهاجر
قرآن وعترت
جمله ها رو بخون
فریاد
هفت آسمون
ریاضی سلطان علوم است
اورینب
حسنیه
یحیی
ساحل
امیر

لوگوی دوستان



















اشتراک در خبرنامه

نام:

ایمیل:

 
پارسی بلاگ
www.parsiblog.com
   1   2      >

نویسنده مطالب زیر:   زهره صفی آریان  

عنوان متن + بودن،در مقابل فکر کردن به بودن شنبه 11 خرداد 1387  ساعت 11:6 عصر

هدف زندگی انسانها در عالم دنیا همین جنبه آزادی آنها در انتخاب راهشان است تا از این طریق به کمالات نهائی برسند. قدم نهادن در مسیر رضایت پروردگار آنهم با اراده واختیار ،تحرک درونی ورشد  وتعالی در درون انسان ایجاد می کند به گونه ای که آدمی به تکاپو می افتد تا گامهای بیشتری را در این طریق بردارد.


راه حل واقعی برای اینکه افکار بیهوده را از ذهن خود دور کنیم این است که یاد بگیریم به واقع حضور داشته باشیم.(بودن)یعنی به خود اجازه دهیم کاری راکه به نظرمان طبیعی می آید انجام دهیم،بدون آنکه ذهنمان ما را برای انجام آن کار مجبور به تجزیه وتحلیل یا برنامه ریزی کند.


باور کنیم که ما قدرت آن را داریم که برداشت خود را در مورد مسایل مختلف کنترل کنیم.


سعی کنیم در بقیه روزهای زندگیمان حقیقت را بپذیریم.وهمه چیز را با قوه بصیرت خود درک کنیم نه اینکه آن را به سادگی رها کنیم.


در نحوه گفتار خود در مورد حقیقت تجدید نظر کنیم. وقتی می شنویم کسی سخنی می گوید که باعث ناراحتی ماست سعی کنیم خشونت وپرخاش را کنار بگذاریم شاید دید طرف مخالف ما از دریچه ایست که ما را نمیتواند درک کند پس چرا عصبانی شویم؟واقعیت این است که انسانها با هم متفاوتند.


از علاقه خود به ارزیابی،سنجش،تجزیه وتحلیل وتفسیر دنیا بکاهیم وتلاش ،لذت بردن،زنده بودن،وعشق ورزی را جایگزین آنها کنیم.


روابط خود را ارزیابی کنیم. البته نه بعنوان یک کار همیشگی بلکه بعنوان تصمیمات لحظه بلحظه ای که باید برای ارتقای وجودمان مورد تجدید نظر قرار گیرند.


این یک واقعیت است که ما همیشه همه افراد را دوست نخواهیم داشت. افرادی که افاده ئی ،عوضی، رند ،نامعقول، وغیره و...... هستند .بجای آنکه آنها را مورد لعن ونفرین قرار دهیم به حال خود تنهایشان بگذاریم واجازه ندهیم احساس وعاطفه ما را در دست بگیرند.


سعی کنیم آرامش خود را از راه مراقبه به دست آوریم به خصوص در روزهای  پر هیاهو.


واقعیت همین است که دانستن قدر زندگی بدون ناسزا گفتن واقعیتها واز دست ندادن موقعیتهای خوب در همین لحظات. واینها می توانند اولین وآخرین قدم برای بدست آوردن رضایت ما باشند.


  نظرات شما  ( )

نویسنده مطالب زیر:   زهره صفی آریان  

عنوان متن + شوق دیگری .... شنبه 11 خرداد 1387  ساعت 9:13 صبح

با سلامی دوباره بعد از کلی گذر زمان وباز نو به نو رسیدن به دنیای اینترنت! راستی دوستان چطورید؟ شما آیا به من سری زدید ؟ و بهانه ای از نبود من نداشتید ؟ نگفتید پس این با وفا چه شد که یکباره نیست شد ؟ حقیقتش دوستان خواستم خودم را کمی امتحان کنم بدونم تا چه حد اراده دارم که کاری را که در آن سخت عادت کردم آیا می تونم کنارش بذارم یا نه؟ البته کمی سخت بود ولی غیر ممکن نشد . خوب بهر حال از اینکه دوباره تجدید دیداری به دنیای وبلاگهایم یا نه بهتر بگم به دنیای اینترنت دارم خیلی روحیه ی مرا تازه ونو کرده . دنیای اینترنت یک دنیای دیگریست که میتونه انسان را  از زمین تا بیکرانها سوق بده و از او یک انسانی تکامل یافته بوجود بیاره ضمنآ متشکرم از پیامهای خوبتون موفق باشید.

  نظرات شما  ( )

نویسنده مطالب زیر:   زهره صفی آریان  

عنوان متن + دیداری از درهای بهشت چهارشنبه 24 مرداد 1386  ساعت 5:43 صبح

پیامبر اسلام(ص)در سفر عظیم آسمانی«معراج»با هم سفر گرامی خود جبرئیل از بهشت وجهنم دیدن کردند،انواع نعمتهای درخشان بهشت را از نزدیک دیدند،شعله های وحشت آور وعذاب های گوناگون دوزخ را نیز مشاهده کردند،هنگام مراجعت،جبرئیل از رسولخدا(ص)پرسید:آیا آنچه که بر روی درهای بهشت وجهنم نوشته شده بود خواندی یا نه؟حضرت فرمود:نه نخواندم.جبرئیل عرض کرد:بهشت هشت در دارد ودر هر دری چهار سخن نوشته شده است که آموختن وعمل کردن بهر یک از آن سخنان بهتر است از تمام دنیا وآنچه که در دنیا هست.حضرت فرمود:باید برگردیم وباهم آن نوشته ها را بخوانیم،با این ترتیب رسول گرامی(ص)و واسطه وحی الهی «جبرئیل»بسوی بهشت رهنمون گشتند،ابتدا از درهای بهشت دیدن کرده سپس بسوی دوزخ رفته واز درهای آن نیز دیدن نمودند.


نوشته های روی درهای بهشت


رسول اکرم(ص)وجبرئیل سخنانی را که بر روی هشتگانه بهشت نگاشته شده بود یکی پس از دیگری قرائت کردند،آن نوشته های روی در ها از اول تا آخر به این ترتیب بود:


در درب اول:«لااله الا الله محمد رسول الله علی ولی الله»برای هر چیزی زینتی است ولی زینت زندگی سعادتمندانه وبا طراوت دنیا بستگی به چهار موضوع دارد:*_قناعت کردن*_اجتناب از کینه*_ترک حسد و رشک*_همنشینی با نیکان واهل سعادت.


در درب دوم: «لااله الا الله محمد رسول الله علی ولی الله» برای هر چیزی آرایش وشیرینی است ولی شیرینی وکامرانی آخرت بچهار کردار بستگی دارد:*_دست نوازش بسر یتیم کشیدن*_مهربانی به بیوه زنان کردن*_کوشش در راه بر آوردن نیاز مندیهای مسلمانان*_احترام ومهربانی به تهیدستان کردن.


در درب سوم: «لااله الا الله محمد رسول الله علی ولی الله» برای هر چیزی زیور وحلاوتی است ولی زیور تندرستی وسلامتی در دنیا به داشتن چهار روش است*_کم خوردن*_کم سخن گفتن*_کم خوابیدن*_شهوترانی کم کردن.


در درب چهارم: «لااله الا الله محمد رسول الله علی ولی الله» آنکس که ایمان بخدا وقیامت دارد به  پدر ومادرش نیکی می کند،آنکس که معتقد بخدا وقیامت است یا سخن نیک می گوید ویا ساکت میشود.


در درب پنجم: «لااله الا الله محمد رسول الله علی ولی الله» کسیکه می خواهد ذلیل وبیچاره نشود،کسی را ذلیل دبیچاره نکند،کسیکه میخواهد به او فحش وناسزا نگویند،خودش بکسی ناسزا نگوید،کسیکه میخواهد به او ظلم نشود،ظلم نکند،کسیکه می خواهد به دستگیره های محکم نجات خود دست یابد به کلمه «لا اله الا الله محمد رسول الله»متمسک شود.


در درب ششم: «لااله الا الله محمد رسول الله علی ولی الله» کسیکه می خواهد قبر او با وسعت باشد همواره به مسجد آمد وشد کند. کسیکه دوست دارد در قبر،کرمهای زیرزمین اورا نخورند مسجد را جاروب کرده وتمیز نماید.کسیکه میخواهد قبرش تاریک نباشد چراغ مسجد را روشن کند. کسیکه دوست دارد که بدنش تر وتازه در قبر بماند برای مسجد فرش بخرد.


در درب هفتم: «لااله الا الله محمد رسول الله علی ولی الله»


در درب هشتم: «لااله الا الله محمد رسول الله علی ولی الله» آنکس که میخواهد از این درهای هشتگانه وارد بهشت شود به کمک چهار عمل،اجازه ورود به او داده خواهد شد:*_صدقه*_سخاوت*_حسن خلق*_اذیت وآزار نرساندن به بندگان خدا.


نوشته های روی درهای جهنم:


سپس به دیدار نوشته های درهای جهنم رفتییم دیدیم  سخنانی روی درهای هفتگانه دوزخ به این ردیف نوشته شده است:


در درب اول:سه طایفه مورد لعن خداوند هستند:*_دروغگویان*_بخیلان*_ستمگران.


در درب دوم:آنکس که امیدوار بخدا بود سعادتمند است.آنکس که از خدا ترسید از حوادث محفوظ وایمن است.آنکس که بغیر خداامیدوار است واز غیر خدا میترسد،هلاکت وغرور او را گرفته است.


در درب سوم:کسیکه میخواهد در روز قیامت برهنه نباشد،برهنگان را بپوشاند کسیکه میخواهد در روز قیامت گرسنه نباشد به گرسنگان طعام دهد.


در درب چهارم:آنکس که با سلام اهانت میکند خدا او را ذلیل وخوار کند آنکس که به خاندان جلیل پیامبر اسلام(ص) توهین کند،خدا او را ذلیل وخوار کند،آنکس که ستمکار را در ستم بر دیگران کمک کند،خدا او را ذلیل نماید.


در درب پنجم:پیروی از هوی وهوس نکن،چون هوی وهوس در برابر ایمان است،گفتار بی مورد وسخنان زیادی که سود بخش نیست نگو،تا از نظر خداوند نیفتی ، یاور ظالم نباش! زیرا بهشت برای ستمگران آفریده نشده است.


در درب ششم:من به انسانهائی که در راه کسب معاش وسعادت وآبروی خود،تلاش میکنند،حرام هستم،من با آنهائی که کمک به امور خیریه میکنند حرام هستم،من به آنهائیکه روزه میگیرند حرام هستم.


در درب هفتم:پیش از آنکه خداوند به حساب شما رسیدگی کند،به حساب خودتان برسید،پیش از آنکه خداوند شما را سرزنش کند ،خود را سرزنش کنید،پیش ازآنکه شما شما را به محکمه عدل الهی رهنمون سازند خدا را همواره بخوانید.


  نظرات شما  ( )

نویسنده مطالب زیر:   زهره صفی آریان  

عنوان متن + رفتار دیگران نسبت به شما همانگونه است که خودتان خواسته اید دوشنبه 22 مرداد 1386  ساعت 8:0 صبح

وابستگی چیزی نیست که به سبب ارتباط با آدمهای سلطه جو به خودی خود ایجاد شود،بلکه همانند سایر اعمال اشتباه آلود،یک انتخاب است.شما به دیگران می آموزید که بر شما تسلط پیدا کنند و با شما به گونه ای رفتار کنند که همیشه رفتار شده است.رویه های بسیاری موجب حفظ و ادامه رفتار سلطه جویانه می شود و تنها در صورتی تکرار می گردند که مؤثر باشند.تاءثیر این رویه ها،در هر ارتباط ،به نحوی است که بتوانند شما را در خط وموقعیت وابسته نگهدارند.مثل:فریاد زدن و هر گونه بلند کردن صدا .اگر فردی نرم خو وملایم و خواهان آرامش باشید ،به زور صدا بر شما تحکم خواهد شد._رفتار تهدید آمیز«ترکت میکنم،جدا می شوم.»_القای احساس تقصیر:«حق نداشتی این کار را بکنی.»،«چه طور توانستی چنین کاری را بکنی؟»اگر«احساس تقصیر»نقطه ضعف شما باشد به این طریق می توان شما را به اطاعت وا داشت._رفتارهای خشم آلود و انفجاری:پرت کردن چیزی،دشنام دادن و یا کوبیدن بر چیزی._کلک بیماری جسمی:توسل به حمله قلبی،سر درد یا بیماری های دیگر،هنگامیکه  یک طرف مطابق میل طرف دیگر رفتار نمیکند.اگر به دیگری یاد داده باشید که هر گاه بیمار شود طبق خواسته او عمل خواهید کرد،با این رویه می تواند شما را آلت دست قرار دهد._سکوت،حرف نزدن وترشروئی عمدی،از روشهای عالی برای واداشتن دیگری به انجام خواسته های شخص است._اشک ریختن که معمولا" احساس تقصیر در طرف به وجود می آورد._قهر کردن ،بلند شدن و بیرون رفتن راه خوبی برای دست آموز کردن طرف است._اظهار:«تو مرا دوست نداری»یا«تو مرا درک نمی کنی»برای به کرسی نشاندن حرف خود وایجاد وابستگی در طرف._تهدید به خود کشی:«اگر آنچه که می خواهم نکنی،خودم را خواهم کشت»یا «اگر مرا ترک کنی به همه چیز خاتمه می دهم.»تمامی تدابیر  گفته شده طرف ازدواج را در نقش دلخواه طرف دیگر نگه می دارد .این روشها زمانی به کار میروند که مؤثر ونتیجه بخش باشند.اگر یک طرف تسلیم نشود وآلت دست قرار نگیرد،طرف دیگر از آن استفاده نخواهد کرد.وقتی یک طرف به چنین تدابیر وتمهیداتی تن  می دهد،طرف دیگر عادت به استفاده از آن ها میکند.اگر شما واکنش های مناسب زیر بار رفتن واطاعت کردن را از خود بروز دهید،به طرف دیگر خود می آموزید که تا چه حد تحمیل پذیر هستید. اگر شما به میل دیگران به این طرف و آن طرف کشانده میشوید،مطمئن باشید که خود متقاضی آن بوده ونشانه های مناسب را از خود بروز داده اید.میتوانید بیاموزید که رفتار خود را در برابر دیگران طوری تنظیم کنید که برخوردشان با شما مطابق میل و نظر خودتان باشد.اینکار مستلزم صرف وقت وکوشش است،زیرا تا به حال نیز وقت زیادی را صرف کرده اید تا چگونگی رفتار دیگران را نسبت به خودتان به آن ها یاد بدهید.در همه زمینه ها ،از جمله شغل خویش،در خانواده یا در هر جای دیگری که با رفتار نا مناسب ونامطلوبی روبه رو می شوید می توانید تغییراتی به وجود آورید.به جای اینکه بگوئید:«چرا با من بهتر از این رفتار نمی کنی؟»بگوئید:«من چه کنم که دیگران با من چنین رفتاری  را در پیش می گیرند؟»نقطه تمرکز را بر وجود خودتان قرار دهید و شروع به تغییر دادن واکنش های خود باشید.

  نظرات شما  ( )

نویسنده مطالب زیر:   زهره صفی آریان  

عنوان متن + دوست روشنفکر و ... یکشنبه 21 مرداد 1386  ساعت 7:29 صبح

از نعمتهای بزرگ،داشتن رفیق عاقل وپرهیزکار وروشنفگر است واز بدبختیها ،رفیق بد و جاهل وکودن است ودر این مسیر چقدر از انسانها خوشبخت شدند وچقدر از انسانها بدبخت گردیدند،از این رو اسلام جداَ به این موضوع اهمیت شایان توجهی داده است،نکته مهمتر اینکه در بسیاری از روایات صرفنظر از دانش وتقوی وعدم آن،موضوع روشنفکر وکوته فکر بعبارت دیگر موقع شناس وموقع ناشناس محور سخن قرار گرفته است،مثلا امام صادق(ع) میفرمایند:برادران ورفقای صمیمی،سه قسمند:*کسی که مانند غذا به آن نیاز است وآن رفیق عاقل است*کسی که وجود او برای انسان بمنزله بیماری مزاحم است وآن رفیق احمق است*کسی که وجودش بمنزله داروی شفابخش است وآن رفیق روشنفکر است .

  نظرات شما  ( )

نویسنده مطالب زیر:   زهره صفی آریان  

عنوان متن + شاخص نبوی شنبه 20 مرداد 1386  ساعت 7:58 صبح

نظامی که پیغمبر خدا ساخت،شاخصهای گوناگونی دارد که در بین آنها هفت شاخص از همه مهمتر وبرجسته تر است:شاخص اول،ایمان ومعنویت است.انگیزه و موتور پیشبرنده حقیقی در نظام نبوی،ایمانی است که از سرچشمه دل وفکر مردم می جوشد و وجود آنها را در جهت صحیح به حرکت در می آورد.پس شاخص اول،دمیدن وتقویت روح ایمان ومعنویت ودادن اعتقاد واندیشه درست به افراد است،که پیغمبر این را از مکه شروع کرد ودر مدینه پرچمش را با قدرت بالا برد.شاخص دوم،قسط وعدل است.اساس کار بر عدالت وقسط و رساندن هر حقی به حقدار _بدون هیچ ملاحظه ای است.شاخص سوم،علم ومعرفت است. در نظام نبوی،پایه همه چیز،دانستن وشناختن وآگاهی وبیداری است؛کسی را کور کورانه به سمتی حرکت نمیدهند؛مردم را با آگاهی ومعرفت وقدرت تشخیص،به نیروی فعال_نه نیروی منفعل_بدل میکنند.شاخص چهارم،صفا واخوت است.در نظام نبوی،درگیریهای برخاسته از انگیزه های خرافی،شخصی،سود طلبی ومنفعت طلبی مبغوض است وبا آن مبارزه می شود؛فضا،فضای صمیمیت واخوت وبرادری وهمدلی است.شاخص پنجم،صلاح اخلاقی و رفتاری است.انسانها را تزکیه و از مفاسد ورذایل اخلاقی ،پیراسته و پاک می کند؛انسان با اخلاق می سازد؛تزکیه،یکی از آن پایه های اصلی است؛یعنی پیغمبر روی یکایک افراد کار تربیتی وانسان سازی می کرد.شاخص ششم،اقتدار وعزت است.جامعه ونظام نبوی،تو سری خور،وابسته،دنباله رو و دست حاجت به سوی این وآن دراز کن نیست؛عزیز ومقتدر وتصمیم گیر است؛صلاح خود را که شناخت، برای تآمین آن تلاش می کند وکار خود را پیش می برد.شاخص هفتم،کار و حرکت و پیشرفت دائمی است.توقف در نظام نبوی وجود ندارد؛به طور مرتب،حرکت،کار و پیشرفت است.اتفاق نمی افتد که یک زمان بگویند:دیگر تمام شد؛حالا بنشینیم استراحت کنیم!این وجود ندارد.البته این کار،کار لذت آور و شادی بخشی است ؛کار خستگی آور وکسل کننده وملول کننده وبه تعب آورنده ای نیست؛کار ی است که به انسان نشاط ونیرو و شوق می دهد.


روز با سعادت مبعث پیامبر گرامی حضرت محمد(صلواةالله علیه)بر جمیع مسلمین جهان مبارکباد.


  نظرات شما  ( )

نویسنده مطالب زیر:   زهره صفی آریان  

عنوان متن + عشق وتنفر جمعه 19 مرداد 1386  ساعت 10:26 صبح

عشق ورزیدن به کسی هرگز بدین معنا نیست که ما همیشه با او نظر موافق خواهیم داشت ویا حتی نسبت به او احساس خوبی خواهیم کرد.بدان معنا نیست که همه اعمال ورفتار او را دوست خواهیم داشت.هر کسی را که دوست داشته باشیم مواردی هم هست که او را دوست نداشته باشیم.در نظر اغلب مردم تنفر کلمه کثیفی است.قابل قبول به نظر نمی رسد که کسی از همسرش متنفر باشد.تنها وقتی طلاق می گیرید ویا در این مرحله هستید ممکن است احساس تنفر کنید.تنفر نشانه عشقی است که با مانع روبه رو شده باشد.وقتی کسی که او را دوست داریم کاری میکند که پذیرفتنش برای ما دشوار است،بعضی از مابه احساس تنفر می رسیم.می خواهیم او را تغییر دهیم تا دوباره بتوانیم او را دوست بداریم.همه رنجهای سرکوب شده وفرو نشانده شده به شکل تنفر ظاهر می شوند.اگر خودما اجازه ندهیم که در مواقعی احساس تنفر کنیم ناراحتی در ما سرکوب می شود وبا وجود آن نمی توانیم به آن شکل که می خواهیم عشق بورزیم.احساس تنفر داشتن بدین معناست که احساسمان جائی مسدود شده است.لازم نیست که پیوسته به آن فکر کنیم اما همین که از وجود آن آگاه باشیم می توانیم راه غلبه بر آنرا پیدا کنیم.وقتی نتوانیم احساسات منفی خود را با دیگران در میان بگذاریم،روی هم انباشته می شوند و از ابعاد متعارف بیرون می روند.این امکان هم وجود دارد که بخواهیم آنها را سرکوب کنیم وفرض بر این بگذاریم که فراموش شده اند.ممکن است فراموش شده باشند اما هنوز تأثیرشان رادارند.بنابر این یا واکنش بیش از اندازه نشان می دهیم ویا دیگران را با نفرت از خود می رانیم.

  نظرات شما  ( )

نویسنده مطالب زیر:   زهره صفی آریان  

عنوان متن + چالش راستین عشق جمعه 12 مرداد 1386  ساعت 12:42 عصر

ما بعنوان انسان موجودی پیچیده هستیم .نیاز های جسمانی،احساسی،ذهنی ومعنوی داریم که باید آنها را کامل کنیم.نرسیدن در هر یک از این زمینه ها می تواند برایمان تولید درد ورنج کند.نیازی هست که اگر آن را کامل نکنیم همه چیزمان خراب می شود وآن نیاز به عشق است .عشق با دیگران ،وعشق به خودمان.علت اصلی نارضایتی وناراحتی انسان فقدان عشق است.این نیاز اصولی بر سایر نیازها می چربد وبر آنها سنگینی می کند.بدون عشق نمی توانیم احساس موفقیت کنیم.براساس امنیت خاطر است که می توانیم زندگی موفقی را پایه گذاری کنیم.صاحب ومالک هر چه که باشیم مادام که خود را دوست نداشته باشیم وعشقمان را با دیگران سهیم نشویم نمیتوانیم از آن بهره گیریم.هیچ اندازه موفقیت در زندگی جای نیاز ما به عشق را پر نخواهد کرد.همسر ما و کسی که او را دوست داریم از ویژگیهائی برخوردار است که ناخواسته می خواهیم آنها را در درون خود بیابیم. با دوست داشتن وعشق ورزیدن به او همان کیفیات پنهان در وجود خود را بیدار میکنیم.این کشف خویشتن به ما رضایت خاطر بیشتری می دهد.در جستجوی رسیدن به وحدت با همسرمان هستیم تا در درونمام به یکپارچگی بیشتری برسیم.به این نتیجه می رسیم که رابطه ای معنی دار داشته باشیم. گر چه همسرمان هر گز کامل وصد در صد بدون عیب ونقص نیست،او را به عنوان همدمی و همدلی خاص پذیرا شده ایم تا زندگی خود را با او سهیم شویم.وقتی امواج زن در هم فرو می شکند زمان پاکسازی احساسی فرا رسیده است.مادام  که زن این پاکسازی را انجام ندهد،توانائی خود به عشق ورزیدن را از دست می دهد.با سرکوب کردن احساسات به تدریج شور واشتیاق زن از دست می رود.حتی زنان قوی ،با اعتماد به نفس وموفق نیز گاه به اعماق چاه خود فرو می روند.مردها اغلب دچار این اشتباه می شوند که خیال می کنند اگر همسرشان در دنیای کار موفق باشد،گرفتار این افسردگیهای احساسی نمی شود.عکس این باور درست است.وقتی زن در دنیای کار قرار می گیرد،فشار وتنش را تجربه می کند.نیاز به پاکسازی احساسی او موقتآ به تعویق می افتد.وقتی زن لباس کار برتن می کند،از احساسات خود فاصله می گیرد.اما وقتی به خانه باز گردد،به همسرش نیاز دارد تا از او حمایت کند.باید به این نکته توجه داشت که سفر به اعماق چاه درون زن روی روابط شغلی او تأثیر نمی گذارد،اما بر ارتباط او با کسانی که آنها را دوست وبه آنها احتیاج دارد تأثیر می گذارد.اگر زن بی درنگ به مرد علاقه نشان ندهد،مرد نباید مأیوس شود.مرد باید بداند که زنها بمانند فر اجاق خوراکپزی هستند که بتدریج گرم می شوند.مرد نباید از این رفتار  زن به این نتیجه برسد که به او علاقه ندارد.زن برای احساس عشق کردن به زمان احتیاج دارد ونمی توان انتظار داشت که زن ومرد در نگاه اول عاشق یکدیگر بشوند.اگر احساس کنیم عشقی را که به آن نیاز داریم در یافت نمی کنیم،اگر احساس کنیم که همسرمان را سرزنش میکنیم،به این نتیجه می رسیم که به چیزی احتیاج داریم که همسرمان نمیتواند آن را به ما دهد.قبول مسئولیت برای حمایت از خود ،وقتی دریچه ی دلمان بسته است،وسیله ای فراهم می کند تا همسرمان را مسبب ناراحتی خود به حساب نیاوریم.می توانیم در مقام توجه به خود باشیم وبعد با دست پر با استقبال رابطه عالی برویم.از خود مایه بگذاریم وبی توقع باشیم.جذب کردن ،دل بردن واحترام گذاشتن سه اقدامی هستند که می توانند ما را به یکدیگر نزدیک یا دور کند.جذابیت تحت کنترل ما نیست.اما می توانیم بگوئیم که وقتی جذابیتی وجود دارد درسهائی برای آموختن وکشفیاتی برای پی بردنوجود دارد.از آنجائی که ما جذب کسانی می شویم که بر خلاف ما هستند،مهم تصدیق کردن این نکته است که اشخاص با هم متفاوتند.از سوی دیگر دلبری کردن برای زنها مهم است زیرا مردها همیشه خواهان آن بوده اند که همسرشان را شاد وخوشبخت ببینند.وقتی مردی زنش را شاد وخوشحال می بیند،رضایت خاطر اورا به خودش نسبت می دهد واعتبارش را برای خودش نگه می دارد.وسر انجام احترام قائل شدن برای همسر به معنای حمایت از اوست تا خودش باقی بماند وفردیتش حفظ شود.احترام گذاشتن به معنای به رسمیت شناختن خواسته ها،آرزوها،ارزشهاوحقوق یکدیگر است.احترام گذاشتن به معنای پایبندی به تعهدات است.به معنای اهمیت برابر یا اهمیت بیشتر دادن به همسر است.احترام گذاشتن یعنی به رسمیت شناختن این مطلب است که همسرمان به حمایت ما احتیاج دارد.برای زنده نگهداشتن جادوی عشق وجذابیت باید فعالانه متر صد فرصتی باشیم تا عشق را زنده نگه داریم ونیازهای عاطفی همسرمان را برآورده سازیم.خانمها برای زنده نگهداشتن عشق باید از شوهرشان دلبری کنند و آقایان باید همچنان تعقیب کننده وخواهان همسرشان باشند.بر گرفته از مطالب روزهای زندگی


  نظرات شما  ( )

نویسنده مطالب زیر:   زهره صفی آریان  

عنوان متن + حقوق بجا حرفی ندارد اما .... رندی هم حدی دارد چهارشنبه 10 مرداد 1386  ساعت 7:24 صبح

در هیچ جای دنیا نبوده که شغلی بوده باشد که طرف سالی دوازده ماه حقوق آنچنانی ببرد اما دائم بر سر کارش نباشد.طرف رو میبینی در هفته چهار روز ممکنست نباشد اما حقوق آن چهار روز را هم بگیرد و یا در دوازده ماه سال در کل اگر شش ماه کار کند، اما حقوق دوازده ماه را به تمام میگیرد.خوب این یک ظلم به صاحب کار بیچاره است که او بخواهد بخاطر آشنائی این همه سختیها را متحمل شود. می بینی صاحب کار خودش وخانواده اش در مضیغه قرارگرفته اند اما می بایست حقوق آنچنانی به جیب دیگران بریزد.خانواده او نیاز مبرم به پول دارند اما بنده خدا بناچار باید با تأسف بگوید که ندارم،که نتواند خانواده اش را راضی کند.در صورتیکه قبل از آمدن این اشخاص در گرد کار ایشان همچین موردی وجود نداشته است.خوب می بایست در این زمینه به چه کسی اقدام کرد.بقولی اینها فکر میکنند چاه نفتی بدست آورده اند ودائم دارند از آن استخراج میکنند اما نمی خواهند رعایت طرفشان را کنند، او شخصاْ چگونه میتواند این همه مشکلات را تحمل کند ،بناحق بودن هم حدی دارد . فقط با شگردهای خاص سیاسی خودشون که بخواهند از طرف، طلب زور نمایند. به خانواده صاحب کار طوری برخورد میکنند(خانمهایشان باهم خلوتها دارند و جلسه تشکیل میدهند که آره با خانم صاحب کار آنطوری رفتار کنیم ویا مدام بی محلش کنیم تا صاحبکار مجبور شود بیشتر از این بپردازد.)خوب اینکه نارضایتی را بوجود می آورد مگر ما سکه می زنیم که این انتظارها از شما برما شده است در جای خود عرض کنم که هیچ رضایتی از ما وجود ندارد که بخواهیم زور گیریهای شماها را تحمل کنیم.یعنی نمی دانند که چه ستمی روا میدارند.بعد از آنهم با کلی منت گذاشتن ادعا دارند که جای دیگر کمتر می بریم اما در آسایش هستیم.من نمی دانم کجای زمانه به این راحتی می توانند دیگران را سرکیسه نمایند.برای خودشان دائم در سفر وخوشگذرانی بسر می برند واز دیگری دائمآ طلب زور میکنند. خوب ما هم دوست داریم دست دیگران را تا حد توان بگیریم اما به خود اجازه نمیدهیم این تحمیلهای نابجا را تحمل کنیم شما که دارید دائم از این فرصت به نحو احسن به نفع خودتان استفاده میکنید (خانه مفت نشستی بدون اینکه بابت آن پولی را پرداخته باشی،وباز هم که حقوق آنچنانی به جیب میزنی)حداقل در دوازده ماه سال در سر کار خود باشید وکار را تکمیل کنید.نه اینکه طوری برنامه ریزی کنید که هم تکمیل کار به تأخیر بیفتد وهم باعث خالی کردن جیب دیگری باشد این منصفانه نیست این باجگیری است .قبل از آمدن اینها کسان دیگری هم بودند چرا اعتراضی در این امر نبود چون طرف خود وظیفه اش را خوب می دانست و زحمت به جا میکشید وحقوق بجا می برد پس برایش هم آن حقوق حلال میشد اما با وجود همچین رفتارهای ناهنجار در اینجاست که متوجه رندیهائی میشویم که میبایست معترض شد. خاموشی سودی ندارد. بدانند با این شیوه نادرستشان آغاز  کننده ستم هستند ،که در قیامت انگشت به دندان می گزند.وبدترین توشه برای قیامت،ستم به بندگان است وطمعکاری همواره زبون وخوار است.   

  نظرات شما  ( )

نویسنده مطالب زیر:   زهره صفی آریان  

عنوان متن + جواب معما .... سه‏شنبه 9 مرداد 1386  ساعت 10:3 صبح

دوستان سلام :


متشکرم از اینکه من را راهنمائی کردید بله با کلی فکر کردن ، بهر حال جواب رو بدست آوردم البته اگه کمی هول میشدم ممکن بود جواب رو کمی پس وپیش کنم ولی با کمک شما تونستم جواب صحیح رو بدست بیارم .


در میان صندوق35ریال بوده است،به این بیان :اولی که سراغ صندوق آمد دید35ریال در میان آن بود،35ریال دیگر خودش روی آن گذاشت70شد،40ریال برداشت بقیه پول که در صندوق ماند30ریال بود.دومی سی ریال از خودش در میان صندوق گذاشت وچهل ریال برداشت،بیست ریال ماند سومی بیست ریال در درون صندوق گذاشت وچهل ریال برداشت در نتیجه صندوق خالی از پول شد.پس صندوق در ابتدا35ریال پول داشته است


آفرین به هوش وذکاوت شما خوبان .


  نظرات شما  ( )

نویسنده مطالب زیر:   زهره صفی آریان  

عنوان متن + معمای ریاضی دوشنبه 8 مرداد 1386  ساعت 11:22 صبح

در سه کامنت قبل گفته بودم برای ادامه یک زندگی موفق نیاز به افکار تقویت شده ریاضی داریم خوب در اینجا معمای ریاضی داریم که دوست دارم باهم بتونیم آنرا حل کنیم تا اینکه به قوای فکری خودمان هم کمی رسیدگی کرده باشیم.سه نفر وارد حمام شدند،وقتیکه پس از استحمام از حمام خارج می شدند،یکی از آنان به حمامی گفت:چقدر مزد بدهم؟حمامی گفت:کنار آن صندوق(اشاره به صندوقی که در آنجا بود)برو،به اندازه پولی که در صندوق هست به درون آن بریز سپس چهل ریال بردار،او همین کار را کرد،دومی از مقدار مزد پرسید،حمامی گفت:کنار آن صندوق برو،به اندازه پولی که در صندوق هست به درون آن بریز،سپس چهل ریال بردار او رفت و همین کار را کرد،سومی آمد واز مقدار مزد پرسید،حمامی گفت:کنار صندوق برو،به اندازه پولی که در صندوق است به درون آن بریز،سپس چهل ریال از مجموع پول از درون صندوق بردار،او رفت وهمین کار را کرد،بعد از آنکه آنها از حمام خارج شدندورفتند،حمامی سراغ صندوق آمد،هیچ پولی در آن ندید،اینک جواب بدهید که ابتداءآدر میان صندوق چقدر پول بوده است؟! 


 


 


  نظرات شما  ( )

نویسنده مطالب زیر:   زهره صفی آریان  

عنوان متن + اطاعت از رهبرم یکشنبه 7 مرداد 1386  ساعت 10:59 صبح

وقت،وقته سپاسگزاری و تشکر است 


 این من نبودم که منتخب شدم این رهبرم بوده که با شیوائی کلامش دست مرا گرفت و رمز موفقیت را بر من نشان داد. رمز موفقیتی که لحظات شیرین با خدا بودن، را در من تقویت نموده است.با کلام زیبایش دلها را بسوی حق فرا می خواند.ومرا شیفته در راهش می کشاند یک جذبه ی زیبای معنوی  ، که در هیچ لحظاتی به آن نرسیده ام یک جذبه ی معنوی، که هر آنم پی معبودم است.افکارم را متمرکز میکند به آنچه که باید باشم برای زیستن وسعادت داشتن وبه تکامل رسیدن.خاک ره اویم اما تا بحال نتوانستم چگونه باید باز گویش باشم.راهنمایم کتب مقدس اوست که مرا در بیراهه ها ناجی است. 


  نظرات شما  ( )

نویسنده مطالب زیر:   زهره صفی آریان  

عنوان متن + واژه ای دیگراز زندگی جمعه 5 مرداد 1386  ساعت 8:51 صبح

میلاد حضرت علی (علیه السلام ) مبارک باد.


از کسانی نباش که بدون عمل صالح به آخرت امیدوار است و توبه را آرزوی دراز به تأخیر می اندازد،در دنیا چونان زاهدان سخن میگوید،اما در رفتار همانند دنیاپرستان است.اگر نعمتها به او رسد سیر نمیشود،ودر محرومیت قناعت ندارد، از آنچه به او رسید شکر گزار نیست واز آنچه مانده زیاده طلب است.دیگران را پرهیز میدهد اما خود پروا ندارد،به فرمانبرداری امر میکند اما خود فرمان نمی برد،نیکوکاران را دوست دارد،اما رفتارشان را ندارد،گناهکاران را دشمن دارد اما خود یکی از گناهکاران است وبا گناهان فراوان مرگ را دوست نمیدارد،اما در آنچه که مرگ را ناخوشایند ساخت پا فشاری دارد،اگر بیمار شود پشیمان میشود واگر تندرست باشد سر گرم خوشگذرانیهاست در سلامت مغرور و در گرفتاری نا امید است،اگر مصیبتی به او رسد به زاری خدا را می خواند .اگر به گشایش دست یافت مغرورانه از خدا روی برمی گرداند،نفس به نیروی گمان نا روا بر او چیرگی دارد،واو با قدرت یقین بر نفس چیره نمیگردد.برای دیگران که گناهی کمتر از او دارند نگران،وبیش از آنچه که عمل کرده امیدوار است. اگر بی نیاز گردد مست ومغرور شود،واگر تهیدست گردد،مأیوس و سست میشود.چون کار کند در آن کوتاهی ورزد،وچون چیزی خواهد زیاده روی نماید،چون در برابر شهوت قرار گیرد گناه را برگزیده،توبه را به تأخیر اندازد،وچون رنجی به او رسد از راه ملت اسلام دوری گزیند،عبرت آموزی را طرح میکند اما خود عبرت نمیگیرد،در پند دادن مبالغه میکند اما خود پند پذیر نمی باشد.سخن بسیار میگوید،اما کردار خوب او اندک است!برای دنیای زود گذر تلاش و رقابت دارد اما برای آخرت جاویدان آسان میگذرد سود را زیان،وزیان را سود می پندارد،از مرگ هراسناک است اما فرصت را از دست می دهد ،گناه دیگری را بزرگ میشمارد،اما گناهان بزرگ خود را کوچک می شمارد،طاعت دیگران را کوچک وطاعت خود را بزرگ میداند،مردم را سرزنش میکند،اما خود را نکوهش نکرده با خود ریاکارانه برخورد میکند،خوشگذرانی با سرمایه داران را بیشتر از یاد خدا با مستمندان دوست دارد،به نفع خود بر زیان دیگران حکم میکند اما هرگز به نفع دیگران بر زیان خود حکم نخواهد کرد،دیگران را هدایتاما خود را گمراه میکند،دیگران از او اطاعت میکنند،واو مخالفت می ورزد،حق خود رابه تمام میگیرد اما حق دیگران را به کمال نمیدهد،از غیر خدا میترسد اما از پروردگار خود نمی ترسد.این روایتی بود از حضرت علی علیه السلام که مردی از ایشان در خواست اندرز کرده بود.که همین یک حکمت برای اندرز دادن کافیست که این سخن،حکمتی رسا،وعامل بینائی انسان آگاه،وعبرت آموز صاحب اندیشه است. 


  نظرات شما  ( )

نویسنده مطالب زیر:   زهره صفی آریان  

عنوان متن + برای یک زندگی موفق دوشنبه 1 مرداد 1386  ساعت 7:45 صبح

برای داشتن یک زندگی موفق نیاز مبرم به علم ریاضی داریم وقتی علم ریاضی فرد کامل بود بدانیم که او در زندگی راحتتر گره از مشکلات را حل میکند اما کسیکه از نظر علم ریاضی ضعف داشت بر این باور باشیم که در امورات زندگیش در می ماند خوب حالا ما چه کار کنیم بعضی از افراد ذاتآعلم ریاضی دارند وبعضی در این علم ضعیف هستند


برای گذر از چند بن بست نیاز به تجزیه وتحلیل مسئله داریم که تا علم ریاضی ندانیم عبور از این موانع یا امکان پذیر نیست یا با مشکلات برخورد کرده و سخت می گذریم پس برای تقویت قوای علم ریاضی چه باید کرد؟


  نظرات شما  ( )

نویسنده مطالب زیر:   زهره صفی آریان  

عنوان متن + در زندگی چگونه باشیم جمعه 29 تیر 1386  ساعت 9:48 عصر

خوب در مطلب گذشته کمی در هجی زندگی تند رفتم اما حالا میخواهم تا حدودی جبران نمایم


وجدان ما حکم میکند که در رعایت اصول معینی بکوشیم ونسبت به اعمال خود مسئول باشیم در آغاز خود را در مقابل مردمی که نظر وعکس العملهایشان در زندگی ما مؤثر است مسئول می یابیم.بعدا در نفس خود احساس مسئولیت میکنیم بنابراین باید پذیرفت که هم عقل ما وهم وجدان ما ذاتی اجتماعی دارند واز خارج برما وارد وبلکه تحمیل میشود ما آنگونه می اندیشیم که مقتضای جامعه ی ماست وآنگونه در باره ی نیک وبد قضاوت میکنیم که از مردم پیرامون خود فرا گرفته ایم. قضاوت اخلاقی ومسئولیت اخلاقی ماهیتی اجتماعی دارند چه بخواهیم چه نخواهیم مردم در مقابل اعمال ما عکس العمل هائی موافق یا مخالف میکنند وباعث میشوند که موازین اجتماعی به نام وجدان در اندرون ما ریشه بدوانند وچشمداشتهای جامعه در ما احساس مسئولیت پدید آورندکه شخصیت ما از جامعه ی ما رنگ گرفته است ومانند زبانی که بدان سخن می گوئیم ،از بیرون به ما تلقین شده است بهر حالخلاصه یکلام اخلاق با واقعیتهای زندگی سر و کار دارد واز کمال مطلوبات والزاماتی که از واقعیات موجود مستقل باشند برکنار است.


 


  نظرات شما  ( )

نویسنده مطالب زیر:   زهره صفی آریان  

عنوان متن + هجی زندگی: پنجشنبه 28 تیر 1386  ساعت 3:14 عصر

ز:زجر کشیدن در اسارت ماندن


ن:به خواسته های درست نرسیدن  


د:درمانده شدن


گ:گیج شدن ومبهوت ماندن


ی:خواسته ها را به یاد سپردن وبه رویا مبدل کردن


زندگی وقتی برامون خوشاینده که نتیجه ی زحماتمون رو قاب نکنیم وفقط به اون نگاه کنیم بلکه ازش استفاده کنیم  رسیدن به خواسته های انسانی ما نیمی از تکامل راه درست در زندگی را بر ما نشان میده اما نرسیدن ودر خود زجه زدن نه تنها راه را برای ما دورتر می کند بلکه عقده ی دیرینه را بر ما بوجود می آورد.هدف برای حرکت  ورفتن وتلاش برای رسیدن . درست معنی واقعیه زیستن همینه تلاش ورسیدن. با کوششهای خود سدها را رام کرده و جاده را هموار برای گذشتن . اما جامعه ای که از آن نتوان گذشت پس سد بزرگی در راهمان میشود برای گذر از آن نیاز مبرم به ثروتیست که میبایست در دست بشر باشد اما آن ثروت را حق خود طرف نمیدانند واز آن خود کرده اند طوری که یک چشم آدمی بگرید دیگر چشمش بخندد .